الشيخ عباس القمي
196
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
بياض زير بغل اقدسش نمايان گرديد و مردم همه آن جناب را ديدند و فرمود : مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَليّ مَولاه ، اللهُمَّ والِ مَن والاهُ وَعادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ . پس امر به تمسّكِ ثقلين نمود و آنچه را كه بايد در اين مقام بفرمايد ، فرمود . و آيهء « اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ » « 1 » نازل شد و اين آيهء شريفه از آياتى است كه نزول آن مكرّر شده . پس حسّان بن ثابت و بعضى ديگر در اين باب اشعارى گفتند و از جمله اشعار حسّان اين يك بيت است كه در محضر آن جمع از صحابه خوانده و رسول خدا صلى الله عليه و آله كلمهء : « لا زِلتَ يا حسّان مؤيّداً بِروحِ القُدُس ما نَصَرتَنا بِلِسانِك » در حقّ او فرمود . فَقال لَهُ : قُمْ يا علي ، فَإنَّني * رَضيتُك مِن بَعدي إماماً وَهادِياً « 2 » پس موافق نقل بعضى ، خيمهاى براى امير المؤمنين - صلوات الله عليه - بر سر پا كردند و مردمان به جهت بيعت با او حاضر شدند و اوّل كسى كه آن جناب را به حصول مرتبت مولائيت تهنيت نمود ، خليفهء ثانى بود كه گفت : « بَخٍّ بَخٍّ ، هَنِيّاً لَك يا بنَ أبي طالب ، أصبَحتَ مَولايَ وَمَولى كُلّ مُؤمِن وَمُؤمِنَة » . « 3 » به روايت دارقطنى و عاصمى ، خليفه اوّل نيز شريك ثانى گرديد در اداى تهنيت . حديث غدير از احاديث متواتره بين الفريقين است و هيچ حديثى به مرتبهء آن نمىرسد . و از ابوالمعالىِ جوينى منقول است كه تعجب مىكرد و مىگفت : در بغداد در دست صحافى ، كتابى ديدم كه در آخر آن نوشته : « اين جلدِ بيست و هشتم از طريق حديث : « مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَليّ مَولاه » است و بعد از اين ، جلد بيست و نهم بيايد » . « 4 »
--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) : 3 ( 2 ) . الإرشاد ، ج 1 ، ص 176 - 177 ؛ كامل بهائى ، ج 1 ، ص 281 - 282 . ( 3 ) . الإرشاد ، ج 1 ، ص 177 ؛ كامل بهائى ، ج 1 ، ص 281 . ( 4 ) . نهج الإيمان ابن جبر ، ص 134 ؛ الصوارم المهرقه ، ص 178 ؛ بحار الأنوار ، ج 37 ، ص 236 .